زندگاني سياسي امام حسن مجتبي (عليه السلام)

آنچه این مطلب را روشن مى کند، این است که مى بینیم بسیارى از کسانى که آمادگى خود را براى پذیرش این مسؤ ولیت ها اعلام کردند و بیعت آنان پذیرفته شد - چنان که در بیعت با امیرالمومنین (ع ) در روز غدیر و آن گاه که خلیفه شد و... وضع بدین منوال بود - به بیعت خود وفا نکردند و روشن گردید که آن ها توانایى هایى را که مى بایست در فردى که تعهدى بدو سپرده مى شود و یا مسؤ ولیت هاى بزرگى را در ارتباط با رسالت و دین بر عهده مى گیرد، به وفور یافت شود دارا نبودند.

حسن و حسین (ع ) امامند و پیشوا

حالا معنا و مفهوم عمیق این گفته پیامبر (ص ) را مى فهمیم که فرمود:

(الحسن و الحسین امامان قاما اءو قعدا.)

حسن و حسین امامند و پیشوا، چه شرایط براى رسیدن به خلافت و امامت ظاهرى آنان آماده شود و چه چنین شرایطى حاصل نشود.

یا دیگر گفته هاى آن حضرت که این معنا را بیان مى کند، با این که عمرشان در آن زمان از عدد انگشتان یک دست تجاوز نمى کرد. امام حسن (ع ) بر کسانى که به دلیل صلحش با معاویه به وى اعتراض ‍ مى کردند به همین گفته پیامبر(ص ) استدلال مى کرد.

بعضى مایلند ادعا کنند که خلافت امام حسن (ع ) با انتخاب و بیع%:.77!مسلمین با آن حضرت بود، نه به وصیت کسى ، ح:.77ى پدرش .

اما گفته پیامبر و سایر مطالبى که در این باره گذشت ، این ادعا را تکذیب مى نماید. ما روایات زیادى داریم که مى گوید: امیرالمؤ منین (ع ) به خلافت امام حسن (ع ) بعد از خود وصیت کرده است . مى توان موارد زیر را در این جا بر شمرد:

1.امام حسن (ع ) در نامه اى به معاویه نوشت :

و بعد، فان امیرالمؤ منین على بن ابى طالب لمانزل به الموت و لّانیى هذا الامر بعده ؛

وبعد (از حمد و سپاس خدا)، آن گاه که امیرالمؤ منین على بن ابى طالب در آستانه رحلت بود، امر خلافت را به من سپرد.

در بعضى از منابع آمده :

(مسلمین خلافت را به من سپردند.) 2.ابن عباس پس از شهادت امیرالمؤ منین (ع ) گفت :

(این دختر زاده پیامبر شما و وصى امامتان است ، پس با او بیعت کنید!)

3. هیثم بن عدى گفت :

(بسیارى از مشایخى که درک کردم ، برایم حدیث کردند که على بن ابى طالب خلافت را به حسن سپرد.)

4. ابن ابى الحدید معتزلى حنفى درباره خلافت مى گوید:

(على در هنگام مرگ براى حسن پیمان گرفت .)

5. گفته اند:

(جندبن عبداللّه بر على (ع ) وارد شد و گفت :

یا امیرالمؤ منین !

اگر تو را از دست دادیم - خدا کند از دست ندهیم - با حسن بیعت کنیم ؟

فرمود: آرى .)

6. ابن کثیر گوید:

(بنابر نص حدیث سفینه ، خلافت خلفاى چهارگانه ، ابوبکر، عمر، عثمان و على ، تحقق یافت ، زیرا حدیث سفینه مى گوید، خلافت بعد از من سى سال به طول مى انجامد، سپس نوبت به حسن بن على مى رسد، و همین طور هم شد. چرا که على (ع ) به خلافت وى پس از خود وصیت کرد و مردم عراق با او بیعت نمودند.)

7. به نظر ابوالفرج و دیگران ، هنگامیکه خبر رحلت امیرالمؤ منین و بیعت مردم با امام حسن (ع ) به ابوالاسود رسید، بر خاست و خطبه خواند؛ از جمله گفت :

(و به امانت فرزند رسول خدا و فرزند خودش و سلاله و شبیه پیامبر از لحاظ خلق و خوى (صورت و سیرت ) وصیت کرد.)

گويند: كسى از حضرت امام حسن عليه السّلام درباره سياست پرسيد، حضرت عليه السّلام فرمود:

(هى ان تراعى حقوق اللّه و حقوق الاحياء و حقوق الاموات فاما حقوق اللّه فاءداء ما طلب و الاجتناب عما نهى و اءما حقوق الاحياء فهى اءن تقوم بواجبك نحو اخوانك و لا تتاءخر عن خدمة اءمتك و اءن تخلص ‍ لولى الامر ما اءخلص لامته . و اءن ترفع عقيرتك فى وجهه اذا حاد عن الطريق السوى واءما حقوق الاءموات ، فهى اءن تذكر خيراتهم ، و تتغاضى عن مساوئهم ، فان لهم ربا يحاسبهم ؛)

آن (سياست ) رعايت حقوق خداوند و زندگان و حقوق مردگان است, اما حقوق خدا عبارت است از:

انجام دادن آنچه امر فرموده و اجتناب از آنچه نهى نموده است ؛

حقوق زندگان عبارت است از:

ايفاى وظيفه در قبال برادران دينى و درنگ نكردن در خدمت به همكيشان و اخلاص نسبت به ولى امر، مادامى كه او نسبت به مردم اخلاص دارد و آن گاه كه از راه راست منحرف شود، فريادت را در برابرش بلند كنى ؛

اما حقوق مردگان عبارت است از:

ذكر خوبى هاى ايشان و خوددارى از بيان گناه و لغزش هاى آنان ، زيرا آنان را خدايى است كه به اعمال آنان رسيدگى خواهد كرد.

فصل اول : زندگانى سياسى امام حسن (ع ) در عهدرسول خدا (ص )

پيامبر اكرم صلى اللّه عليه واللّه فرمود:

لو كان العقل رجلا، لكان الحسن

اگر قرار بود عقل به صورت انسانى مجسم شود، همانا به صورت حسن جلوه مى كند.

بنابر قول مشهور، امام حسن عليه السّلام در پانزدهم ماه مبارك رمضان ، سال سوم هجرى در دوران زندگانى رسول اكرم صلى اللّه عليه واللّه متولد شد و هفت سال از عمر شريفش را در دامان پر مهر و محبت جدش سپرى كرد. اين سال ها اگر چه بسيار اندك بود، اما كافى بود تا سيماى كوچكى از شخصيت پيامبر عظيم الشاءن اسلام صلى اللّه عليه و آله را در امام متبلور سازد آن حضرت را شايسته نشان افتخارى نمايد كه جدش بدو بخشيد، آن گاه كه برحسب روايت ، خطاب به امام حسن عليه السّلام فرمود:

اءشبهت خلقى و خلقى

تو از لحاظ آفرينش و خلق و خوى (صورت و سيرت ) مانند من هستى .

علامه پژوهشگر، على احمدى مى گويد:

اضافه مى كنم ، مصاحبت و همنشينى با بزرگان ، اثر روحى عظيمى بر انسان دارد؛ كسى كه با بزرگى معاشرت كند و با شخصيت عظيمى مصاحبت داشته باشد، آن قدر از نورش بر او مى تابد و چنان عطر معنوى اش او را در بر مى گيرد كه موجب غناى نفس و تعالى ذات است .

احاديث فراوانى كه درباره معاشرت و انتخاب وارد شده ، بر اين معنا اشاره دارد. اميرالمؤ منين عليه السّلام در خطبه قاصعه در مورد همنشينى و مصاحبت خود با پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله مى فرمايد:

(و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثر امّه ، يرفع لى فى كل يوم من اخلاقه علما و ياءمرنى بالاقتداء... .)

اضافه مى كنم :

رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله نحله ارزشمندى به حسنين عليه السّلام عطا كرد، آن گاه كه فرمود:

اماالحسن فان له هيبتى و سؤ ددى و اءماالحسين فله جودى و شجاعتى

هيبت و سيادت من از براى حسن است ، و بخشش و شجاعتم از آن حسين .

پيامبر اكرم (ص ) و آينده امت اسلامى

رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله مسؤ وليت هدايت و سرپرستى امت را بر عهده دارد و مسؤ ول تبليغ و حمايت از آينده رسالت و نيز وضع ضمانت هاى لازم در اين زمينه است . هموست كه از طريق وحى از آينده اين مولود جديد آگاهى دارد، و هموست كه از همين راه مى داند كه نقش رهبرى مهمى در انتظار امام حسن عليه السّلام است واز سويى از جهت اين كه نماينده اراده الهى در پرورش و آماده سازى وى براى ايفاى اين نقش مهم و حساس است ، ماءموريت دارد تا خود شخصا در پرورش حضرت شركت كند و دست به كار تربيت و پرورش او شود، چه در جهت ساخت شخصيت اين نوزاد به عنوان يك انسان كامل كه ويژگى هاى انسانى خاص خود را داشته باشد، چه در جهت آماده كردن وى متناسب با مسؤ وليت هاى بزرگى كه در زمينه هدايت و رهبرى امت بر عهده خواهد گرفت .

از آن جايى كه اين مسؤ وليت هاى است كه پيامبر عظيم الشاءن اسلام صلى اللّه عليه و آله بر عهده داشت ، طبيعى مى نمايد كه بايد آن كس كه جانشين وى مى گردد، همان صفات و صلاحيت هايى را داشته باشد كه در شخصيت مبارك آن حضرت متجلى بود.

بدين گونه بايد سخن رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله به امام حسن عليه السّلام را كه فرمود:

(تو از لحاظ آفرينش و خلق و خوى (صورت سيرت ) مانند من هستى )

نشان لياقت و شايستگى براى احراز اين منصب الهى ، يعنى وراثت و خلافت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و جانشينى وصى او، على بن ابى طالب عليه السّلام تلقى كرد.

فصل اول : زندگانى سياسى امام حسن (ع ) در عهدرسول خدا (ص )

پيامبر اكرم صلى اللّه عليه واللّه فرمود:

لو كان العقل رجلا، لكان الحسن

اگر قرار بود عقل به صورت انسانى مجسم شود، همانا به صورت حسن جلوه مى كند.

بنابر قول مشهور، امام حسن عليه السّلام در پانزدهم ماه مبارك رمضان ، سال سوم هجرى در دوران زندگانى رسول اكرم صلى اللّه عليه واللّه متولد شد و هفت سال از عمر شريفش را در دامان پر مهر و محبت جدش سپرى كرد. اين سال ها اگر چه بسيار اندك بود، اما كافى بود تا سيماى كوچكى از شخصيت پيامبر عظيم الشاءن اسلام صلى اللّه عليه و آله را در امام متبلور سازد آن حضرت را شايسته نشان افتخارى نمايد كه جدش بدو بخشيد، آن گاه كه برحسب روايت ، خطاب به امام حسن عليه السّلام فرمود:

اءشبهت خلقى و خلقى

تو از لحاظ آفرينش و خلق و خوى (صورت و سيرت ) مانند من هستى .

علامه پژوهشگر، على احمدى مى گويد:

اضافه مى كنم ، مصاحبت و همنشينى با بزرگان ، اثر روحى عظيمى بر انسان دارد؛ كسى كه با بزرگى معاشرت كند و با شخصيت عظيمى مصاحبت داشته باشد، آن قدر از نورش بر او مى تابد و چنان عطر معنوى اش او را در بر مى گيرد كه موجب غناى نفس و تعالى ذات است .

احاديث فراوانى كه درباره معاشرت و انتخاب وارد شده ، بر اين معنا اشاره دارد. اميرالمؤ منين عليه السّلام در خطبه قاصعه در مورد همنشينى و مصاحبت خود با پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله مى فرمايد:

(و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثر امّه ، يرفع لى فى كل يوم من اخلاقه علما و ياءمرنى بالاقتداء... .)

اضافه مى كنم :

رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله نحله ارزشمندى به حسنين عليه السّلام عطا كرد، آن گاه كه فرمود:

اماالحسن فان له هيبتى و سؤ ددى و اءماالحسين فله جودى و شجاعتى

هيبت و سيادت من از براى حسن است ، و بخشش و شجاعتم از آن حسين .

پيامبر اكرم (ص ) و آينده امت اسلامى

رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله مسؤ وليت هدايت و سرپرستى امت را بر عهده دارد و مسؤ ول تبليغ و حمايت از آينده رسالت و نيز وضع ضمانت هاى لازم در اين زمينه است . هموست كه از طريق وحى از آينده اين مولود جديد آگاهى دارد، و هموست كه از همين راه مى داند كه نقش رهبرى مهمى در انتظار امام حسن عليه السّلام است واز سويى از جهت اين كه نماينده اراده الهى در پرورش و آماده سازى وى براى ايفاى اين نقش مهم و حساس است ، ماءموريت دارد تا خود شخصا در پرورش حضرت شركت كند و دست به كار تربيت و پرورش او شود، چه در جهت ساخت شخصيت اين نوزاد به عنوان يك انسان كامل كه ويژگى هاى انسانى خاص خود را داشته باشد، چه در جهت آماده كردن وى متناسب با مسؤ وليت هاى بزرگى كه در زمينه هدايت و رهبرى امت بر عهده خواهد گرفت .

از آن جايى كه اين مسؤ وليت هاى است كه پيامبر عظيم الشاءن اسلام صلى اللّه عليه و آله بر عهده داشت ، طبيعى مى نمايد كه بايد آن كس كه جانشين وى مى گردد، همان صفات و صلاحيت هايى را داشته باشد كه در شخصيت مبارك آن حضرت متجلى بود.

بدين گونه بايد سخن رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله به امام حسن عليه السّلام را كه فرمود:

(تو از لحاظ آفرينش و خلق و خوى (صورت سيرت ) مانند من هستى )

نشان لياقت و شايستگى براى احراز اين منصب الهى ، يعنى وراثت و خلافت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و جانشينى وصى او، على بن ابى طالب عليه السّلام تلقى كرد.

/ 0 نظر / 15 بازدید