حسب و نسب امام عصر (عج) در دعای ندبه

 

حسب و نسب امام عصر (عج) در دعای ندبه (3)
 

 

نویسنده: مهدی روحانی گلستانی



 

یا ابن الایات و البینات
یا ابن الدلائل الظاهرات
یا ابن البراهین الواضحات الباهرات
یا ابن الحجج البالغات
یا ابن النعم السابغات
ترجمه
ای پسر آیات ونشانه ها و گواههای روشن!
ای فرزند دلالت های ظاهر و هویدا!
ای پسر برهان های واضح و آشکار!
ای زاده حجت های بلیع و رسا!
ای فرزند نعمت های کامل خداوند!

ای فرزند آیه ها و نشانه ها

در این فراز نیز امام (ع) همچنان به معرفی امام عصر (عج) ادامه می دهد وعرض می کند: «ای فرزند آیات و گواه های روشن!»: یا ابن الایات و البینات.
اگر مراد از آیات، آیات قرآن کریم باشد مفهومش آن است که امام زمان (عج) فرزند آیات قرآنی و فرزند قرآن است؛ چرا که قرآن در خانه اجداد طاهرش نازل شده و محور فکر و اندیشه امامان معصوم (ع) بر آن است.
اگر مقصود از آیات، نشانه ها و علامتهای دال بر حق و حقیقت باشد که امامان معصوم خود روشن ترین این آیاتند.
و مقصود از «بینّات» نیز حجت ها و براهینی می باشند که گواه وجود حضرت حق و حقانیت اسلام می باشند. ائمه معصوم (ع) از این جهت بینّات هستند که هر کدام حجّتی بر وجود ذات لایزال الهی اند و یا از این نقطه نظر که آنان صاحب حجت های بیّن و روشن بودند و ادّله و براهین محکم و متقنی را برای شناخت حق ارائه می کرده اند. کتاب «توحید مفضّل» که مشتمل بر بحث های خداشناسی از امام صادق (ع) برای شاگردانش مفضّل است؛ نمونه ای از آن است.
در ادامه آمده است: «ای فرزند دلالت های ظاهر و آشکارا!» یا ابن الدلائل الظاهرات.
امامان پاک هر کدام دلیلی ظاهر و هویدا بر «وجود حضرت حق» و «توحید» و «حقانیّت دین مبین» اسلام هستند.
در عبارت بعدی می خوانیم: «ای پسر برهان های واضح و آشکار!»؛ یا ابن البراهین الواضحات الباهرات.(1)
نکته ای که در این عبارت با توجه به کلمه «باهر» - که دارای مفهوم غلبه است - بیشتر جلب توجه می کند؛ معنی فرزند برهان های واضح و غالب بر تمام ادلّه و براهین است که در برابر آنها هیچ دلیل و برهانی تاب مقاومت ندارد.
جمله بعدی دعا این است که «ای زاده حجت های بلیغ و رسا!»؛ یا ابن الحجج البالغات.
اشاره به آن دارد که در برهان بودن آنها هیچ گونه ابهام و نارسایی وجود ندارد و پدران گرامی و اجداد طیّب و طاهر او «ارواحنا فداه» حجت های بلیغ الهی هستند.
در زیارت مزار شریف و تربت پاکشان، مکرّر کلمه «حجه الله» یا کلمه «حجج الله» آمده است . آنان حجت خدا هستند و خداوند به واسطه وجود پاکشان، بر تمامی خلایق، احتجاج می کند و راه عذر را بر همه می بندد.
و سرانجام در آخرین جمله این فراز چنین آمده : «ای فرزند نعمت های کامل خداوند!»؛ یا ابن النعم السابغات.(2)
بدون تردید مواهب الهی از اعضا، جوارح وجود انسان گرفته تا نعمت های آسمانی و زمینی همه الطاف و هدیه الهی هستند، اما اگر هادیان و راهنمایان او نباشند که بگویند چگونه باید از این نعمت ها در جهت سعادت انسان ها استفاده شود، آن نعمت تبدیل به نقمت می شود؛ چنانکه مردم امروز از این نعمت ها استفاده می کنند اما برایشان زیان آور است، برای همین خداوند ائمه (ع) را نعمت های کامل قرار داده تا سایر نعمت ها در پرتو وجود آنها مفید و اثر بخش شوند.
جای هیچ گونه شک و تردید نیست که آبا واجداد حضرت مهدی (عج) از نعمت های بزرگ و بی مثال خداوند هستند؛ نعمتی که قابل مقایسه با هیچ نعمت مادّی دیگری نیست؛ زیرا آنان منشا هر خیر و برکت و واسطه افاضه فیض از ناحیه ذات لایزال الهی بر سایر موجودات هستند.
در قرآن کریم آمده: «خداوند بر شما نعمت های ظاهری و نعمت های باطنی خود را کامل گردانید».(3)
شیخ صدوق در کتاب شریف «اکمال الدین» در ذیل آیه فوق حدیثی را نقل کرده که حضرت موسی بن جعفر (ع) فرمود: «نعمت ظاهره همان امام (ع) ظاهر و نعمت باطنه، امام (عج) غایب را انظار است.(4)»
نعمت، امکان یا امکاناتی است که انسان با بهره گیری از آن به سعادت می رسد. از این نگاه وجود راهنمایان معصوم بزرگ ترین نعمت است؛ زیرا علاوه بر وجودشان که خود برکات عالم است؛ راهنمایی های معنوی آنها نیز سعادت اخروی انسانها را تأمین می نماید.
یا ابن طه و المحکمات
یا ابن یس و الذاریات
یا ابن الطور والعادیات
یا ابن من دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی ذنوا و اقترابا من العلی الاعلی
ترجمه
ای فرزند طه و محکمات!
ای فرزند یس و ذاریات!
ای فرزند طور و عادیات!
ای زاده آنکه در شب معراج نزدیک شد و ارتباط بسیار نزدیکی پیدا کرد که فاصله به اندازه دو سر کمان یا نزدیک تر بوده، این تقرب نسبت به خدای علی اعلی بود.

ای زاده کسی که به معراج رفته

در نخستین جمله این فراز از دعا امام (ع) خطاب به ولی عصر (عج) با عنوان: فرزند طه و المحکمات یاد کرده عرض می کند: «ای پسر طه و محکمات»؛ یا ابن طه و المحکمات.
برخی معقتدند: منظور از طه، سوره طه است و برخی دیگر معتقدند: منظور وجود نورانی پیامبر(ص) است؛ چرا که از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده: پیامبر(ص) برای عبادت آن قدر روی پا ایستاد که پاهای ایشان ورم می کرد؛ بدین جهت آیه اوّل سوره «طه» نازل شد که: «طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی: ای پیامبر! ما قرآن را برای تو نفرستادیم که این قدر خود را به زحمت اندازی».
در منابع «اهل سنت» نیز آمده که: طه در لغت به معنی «طی» و منظور آن حضرت «محمّد (ص)» است.
امّا نسبت به محکمات، یک معنی آن آیات محکم قرآن است و برخی هم گفته اند: منظور از محکمات ائمه معصومین (ع) هستند.
شاید تفسیر محکمات به ائمه معصوم (ع) با توجه به این نکته باشد که مطالب مبهم با بیانات وگفته های آنان تبیین می گردد؛ زیرا برای حل متشابهات، رجوع به محکمات الزامی است.
با توجه به آنچه پیرامون طه و محکمات گفته شد و به این که پیامبر (ص) و ائمه معصوم (ع) هیچ وقت از قرآن جدا نیستند و این دو جزء مکمل همدیگر هستند؛ می توان گفت مقصود این فراز چنین است: ای فرزند قرآن! ای فرزند پیامبر (ص)! وای فرزند ائمه معصوم (ع)!
محکمات، مقررات وخط و مشی های اصلی که تمام فروع به آنها وابسته است، همچون خیابانهای اصلی هستند که برای یافتن نشانی های دقیق کوچه های پر پیچ و خم به آنها نیاز است. در اینجا نیز ائمه شوارع اصلی علایم و مقررات الهی اند که بوسیله آنها راه های جزئی مشخص می گردند.
امام (ع) در جمله بعدی عرض می کند: «ای فرزند یس والذاریات!»؛ یا ابن یس والذاریات
در این که منظور از «یس » و «الذاریات» چیست؛ نظرهای مختلفی اظهار شده است. برخی می گویند: منظور از «یس» «سوره یس» است و برخی می گویند؛ منظور شخص «پیامبر (ص)» است؛ چراکه در روایتی از امام صادق (ع) آمده: «یس نام پیامبر اکرم (ص) است و دلیل آن آیه بعد از آن است که خداوند می فرماید: انک لمن المرسلین».( 5)
و از روایتی دیگر از امام باقر (ع) استفاده می شود: «جایز نیست کسی نام فرزند خود را یس گذارد».(6)
با توجه به روایات و اخباری که در ذیل آیه 129 سوره صافّات، «سلام علی ال یاسین» آمده که درود بر آل پیغمبر (ص) است و نشان می دهد منظور از یس، وجود نورانی پیامبر (ص) است.
و اما منظور از «ذاریات»؛ برخی گفته اند: منظور از ذاریات یعنی منسوب به سوره «ذاریات» است و برخی گفته اند منظور از ذاریات ائمه (ع) هستند و ائمه (ع) از این جهت به ذاریات تشبیه شده اند. ذاریات به معنی بادی است که ابرها را حرکت در می آورد و همان طور که باد هوا را تنظیف و تلطیف می کند و گرد و غبار ها را پراکنده می سازد، ائمه اطهار هم فضا را از آلودگی پاک می کنند.
پس امام (ع)، در این فراز هم ولی عصر (عج) را با عنوان فرزند پیامبر (ص) و فرزند قرآن معرفی می کند.
در سومین جمله از این فراز آمده است: «ای فرزند طور و عادیات!»؛ یا ابن الطور و العادیات.
در این مورد نیز بحث های سابق وجود دارد که منظور از این کلمات چیست؟
برخی می گویند: منظور از «طور» کوه «طور سینا» است و برخی دیگر می گویند منظور از «طور» سوره طور است. که به نظر می رسد این نظر صحیح تر باشد زیرا بعد از طور، سوره عادیات ذکر شده است.
در چهارمین جمله از این فراز امام (ع) عرض می کند: «ای زاده آنکه در شب معراج نزدیک شد و ارتباط بسیار نزدیکی پیدا کرد که فاصله به اندازه دو سر کمان یا نزدیکتر بوده! این تقرب نسبت به خدای علی اعلی بود»؛ یا ابن من دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی دنوا و اقترابا من العلی الاعلی.
خداوند متعال پس از اینکه در آیات آغاز سوره «نجم» اشاره می کند که آنچه پیامبر (ص) می گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست؛ در آیه 7 این سوره به معراج پیامبر (ص) اشاره کرده و می فرماید: (ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی).
این فراز از دعا اشاره به آیه مذکور است و با توجه به این جمله دعا، شکی نیست که امام (ع) می خواهد امام زمان (عج) را با عنوان فرزند پیامبر (ص) معرفی کند که به معراج رسیده بود و هیچ کس به چنین مقامی نرسید.

نکته:

نقطه مشترک در مجموع این عبارات برای معرفی امام زمان (عج) این است که گاهی ایشان به عنوان فرزند پیامبر و اهل بیت پیامبر (ص) و فرزند قرآن و گاهی به عنوان یکی از سوره های قرآنی معرفی شده است و این نقطه مشترک نشان می دهد که پیوندی مستحکم بین امام زمان (ع) اهل بیت (ع) و قرآن وجود دارد و امام زمان (عج) یعنی اهل بیت (ع) و قرآن از این دو گوهر گرانبها جدا نیست.

یک نکته ادبی

نکته قابل توجه از نظر ادبی که در این خطابه ها به چشم می خورد این است که جمله ها با وزن و آهنگ خاصی پشت سر هم ذکر شده اند.
هشت خطاب اوّلی با یک آهنگ آمده اند که شامل: مقربین، اکرمین، مهدیین، مهذبین، انجبین، مطهرین، منتجبین، اکرمین؛ هستند.
یازده خطاب بعدی با آهنگی دیگر از قبیل: بدور المنیره، سرج المضییه، شهب الثاقبه، انجم الزاهراه، سبل الواضحه، اعلام اللائحه، علوم الکامله، سسن المشهوره، معالم الماثوره، معجزات الموجوده، دلائل المشهوده؛ می باشند.
سه خطاب بعدی در یک وزن خاص هستند: صراط المستقیم، نباء العظیم، علی الحکیم؛
و نُه خطاب هم با آهنگی مانند هم از قبیل: الآیات و البینات، دلائل الظاهرات، براهین الواضحات الباهرات، حجج البالغات، نعم السابغات، طه والمحکمات، یس و الذاریات، طور والعادیات؛ آمده اند.
خطاب آخری هم در زمره مخصوص به خود: یا بن من دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی دنوا واقترابا من العلی الاعلی است.

پی نوشت ها :

1- باهرات: جمع «باهره» از ماده «بهر» و بهره به معنی غلبه است. وقتی گفته می شود: بهر القمر الکواکب، یعنی نور ماه بر نور ستارگان غلبه کرد و «قمر باهر» یعنی ماه نورانی. البهر: الغلبه، یقال بهر القمر الکواکب کمنع: اذا اضاء وغلب ضووه ضواها، و منه (قمرباهر) ای مضیء، مجمع البحرین، ج 3، ص 231.
2. سابغات: جمع «سابغه» به معنی کامل که در این عبارت با توجه به کلمه «النعم» که قبل از آن قرار دارد. یعنی نعمتهای کامل، سابغ ای کامل واف، لسان العرب، ج 8، ص 432.
3. زخرف، 4.
4. معانی الاخبار ، ص 33- 32.
5. بحار الانوار، ج 16، ص 86، کتاب تاریخ نبینا، باب 6، ح 6.
6. همان، ح 8.

/ 0 نظر / 37 بازدید