اتوبان سقیفه تا کربلا

اگرچه تاریخ، حوادث شگفت آور زیادی را در سینه خود دارد، اما بی راه نیست که بگوییم هیچ کدام آنها شگفت انگیزتر از حادثه کربلا نیست. به راستی چگونه شد که مسلمانان با دستان خود پسر پیامبرشان را به شهادت رسانیدند و خم بر ابرو نیاوردند؟ چگونه شد که حتی حق جوانمردی را هم در برابر او به جا نیاوردند و از چند جرعه آب هم دریغ ورزیدند؟

روشن است که برای حل این معمای تاریخی باید پیشینه را واکاوی کرد و به سرنخها رسید. سرنخهایی که سالها پیش از آن، کلاف سر در گم این حادثه دلخراش را به وجود آورده است.

آری، برای فهمیدن تاریخ، چشمها را باید تیز کرد و در اعماق آن فرو رفت و گذشته هر جریانی را واکاوی نمود تا ریشه ها به دست آید و بنیانها نمایان گردد.

بیایید همانند جهانگردان زمینی سفری زمانی را به اعماق تاریخ تجربه کنیم و مسافرتی کوتاه به گوشه ای از تاریخ اسلام داشته باشیم. البته اگر نمی خواهید همانند اصحاب کهف از اتفاقات دورانی دیگر مات و مبهوت بمانید و آرزوی مرگ کنید، پیشنهاد می کنیم که با سفینه تاریخ به صورت ناگهانی در کربلای سال 61 فرود نیآیید.

بیایید مسافرتمان را از 50 سال پیش از آن حادثه دلخراش آغاز کنیم و همراه مردم آن دوران، حوادث را تا روز واقعه مرور کنیم.

بیست و هشتم ماه صفر سال (دهم یا) یازدهم هجری است که خاتم پیامبران از دنیا رفته است. جانشین پیامبر، مشغول غسل دادن جنازه است که عده ای از سران قبایل و بزرگان تاثیر گذار در سقیفه بنی ساعده دور هم جمع شده اند تا با نظر خود جانشینی برای پیامبر انتخاب کنند. هنوز آب غسل پیامبر خشک نشده است که خلیفه ای جز آنکه خدا و پیامبرش در غدیر خم انتخاب نموده، مشخص می شود و بسیاری هم با او بیعت می کنند.

اجبار و خشونت غاصبان برای بیعت ستانی از علی آتش فتنه را در نهایت ناباوری به درب خانه وحی می کشاند و شیر خدا را با دستان بسته به مسجد می کشاند و همان می شود که نباید بشود.

این اولین ظلم نمایان به اهل بیت است. ظلمی که راه را بر ستم پیشگان آینده باز می کند و جنایت در حق خانه وحی را برای اندیشه ها عادی جلوه می دهد.

جامعه ای که یورش به خانه دختر پیامبر را دیده است و دم بر نیاورده، یقینا دستان بسته همتای پیامبر را، خانه نشینی و در نهایت فرق شکافته او را و همینطور پاره های جگر سبط اکبر پیامبر را هم خواهد دید و دم بر نخواهد آورد.

و نتیجه آنکه: آنان که بلافاصله پس از عروج ملکوتی پیامبرشان با دخترش برخوردی بی رحمانه داشتند، بی شک پس از گذشت 50 سال به نواده او هم رحم نخواهند کرد. بنابراین ریشه تاریخی کربلا را باید در سقیفه بنی ساعده جستجو کرد.

جانشین پیامبر، مشغول غسل دادن جنازه است که عده ای از سران قبایل و بزرگان تاثیر گذار در سقیفه بنی ساعده دور هم جمع شده اند تا با نظر خود جانشینی برای پیامبر انتخاب کنند. هنوز آب غسل پیامبر خشک نشده است که خلیفه ای جز آنکه خدا و پیامبرش در غدیر خم انتخاب نموده، مشخص می شود و بسیاری هم با او بیعت می کنند

اتوبان سقیفه تا کربلا

تعزیه گروه اصفهان شبیه خوانی کربلا عاشورا محرم

درست در همان روزهای اول پس از وفات پیامبر بود که عده ای کلنگ یک اتوبان چهار بانده را بر خاک سقیفه زدند و کمر بستند که این پروژه جهنمی را با سرعت تمام پیش ببرند. اگر چه آنان هنگام بهره برداری نهایی از این طرح نامیمون حضور نداشتند اما پیروانشان به خوبی مسیر آنان را تا کربلا ادامه دادند و کارهای ناممکن را ممکن ساختند. به همین خاطر است که در زیارت عاشورا اول از همه و بیش از صد بار آنان را که زمینه ساز ظلم به خاندان پیامبر بودند، نفرین می کنیم و از آنان تبری می جوییم:

«اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِک.»

خدایا! نفرین بر اولین ستمگری که در حق محمد و خاندان او ظلم کرد و همچنین(نفرین) بر پیروان و ادامه دهندگان راه او.

گناه آنان تنها این نبود که اولین ستم پیشه به اهل بیت بودند بلکه گناه بزرگ آنان، پایه ریزی یک بدعت بزرگ بود. آنان کلنگ جاده ستمگری به اهل بیت را زدند و جاده ظلم به جوانمری و حقیقت طلبی را گستردند. به همین جهت است که در زیارت عاشورا چنین می خوانیم:

«وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ»

و من به واسطه بیزارى جستن از کسانى که جور و ستم بر شما اهل بیت را پایه نهادند، به خدا تقرب می جویم.البته زمان پنجاه سال برای چنین پروژه بزرگی بسیار اندک است چرا که پیمانکاران این طرح، در مسیر خود از کوه های سخت و استواری همچون فاطمه، علی و حسن علیهم السلام نیز عبور کرده اند.

خدایا! نفرین بر اولین ستمگری که در حق محمد و خاندان او ظلم کرد و همچنین (نفرین) بر پیروان و ادامه دهندگان راه او. گناه آنان تنها این نبود که اولین ستم پیشه به اهل بیت بودند بلکه گناه بزرگ آنان، پایه ریزی یک بدعت بزرگ بود. آنان کلنگ جاده ستمگری به اهل بیت را زدند و جاده ظلم به جوانمری و حقیقت طلبی را گستردند

تیر سه شعبه از مبدا تا مقصد

اگر هنوز پل ارتباطی میان سقیفه و کربلا را ندیده اید و رابطه میان آن دو را درک نکرده اید، خوب است که به سروده زیبای مرحوم آیت الله کمپانی سری بزنید. چه زیبا سروده است آن عالم وارسته:

 

فما رماه اذ رماه حرمله  

 

و انما رماه من مهد له

 

آنگاه که حرمله (در کربلا) تیر انداخت، این حرمله نبود که تیر می انداخت. بلکه کسی که زمینه ساز این حادثه بود، تیراندازی کرد. یعنی اگر واقعیتش را بخواهید این حرمله نبود که به سوی عزیزان پیامبر خدا تیر می انداخت و آنان را به خاک و خون می کشید. بلکه این تیر، سالها است که از کمانی دیگر و با ضرب شصت ظالمی دیگر در حرکت است و به دنبال هدف خود می گردد. این تیر، 50 سال است که اتوبان کربلا را درنوردیده است و امروز می خواهد به هدف بنشیند.

 

سهم اتی من جانب السقیفه

 

و قوسه علی ید الخلیفه

 

تیری از سوی سقیفه آمد که کمانش به دست خلیفه بود.

 

و ما اصاب سهمه نحر الصّبی

بل کبد الدین و مهجة النّبی 1

تیر او نه بر گلوی کودک، بلکه بر دل دین و قلب پیامبر نشست.

حقیقتا بهتر از این نمی شود این صحنه معادله گونه تاریخ را حل کرد و واکاوی نمود. به حق که اگر واقعه شوم سقیفه نبود، هرگز جنایتهای بعدی که اوج آن در عاشورا بود، پیش نمی آمد و مسیر تاریخ اسلام به گونه دیگری رقم می خورد.

/ 0 نظر / 18 بازدید